حواس پنجگانه در بازاریابی حسی

حواس پنجگانه در بازاریابی حسی

حواس پنجگانه در بازاریابی حسی

بینایی

سیستم حسی غالب بوده و قویترین حواس مورد استفاده در بازاریابی میباشد ، بیشتر از ۸۰% از ارتباطات تجاری و خرید از راه حس بینایی انجام می گیرد. مدیران خلاق مدت هاست که برای درست کردن تصاویر و پیام های جذاب بصری که بوسیله مصرف کنندگان قابل درک میباشد سعی می کنند.
لوگوها ، رنگ ها ، بسته بندی و طراحی محصول نمونه هایی از محرک های دیداری هستند که میتوانند بخشی از استراتژی نام تجاری باشد.کاربرد این مفاهیم را میتوانیم در لوگو ها، رنگ ها و یا طراحی کالاها ، خصوصا در کمپانی های بزرگی همچون Apple،KFC،Mc Donalds ببینیم.

نکته دیگری که ضروری به ذکر میباشد توجه به معانی مختلف نشانه های بصری و رنگ ها در فرهنگهای مختلف میباشد.امروزه شرکت هایی می توانند در دنیای رقابتی به موفقیت برسند که با استفاده از تحقیقات بازاریابی ،شناخت کاملی از فرهنگ بازار هدفشان به دست آورند و این نتایج را در طراحی آمیخته بازاریابی خود دخیل نمایند.

زیبایی شناسی بصری به عنوان عوامل تعیین کننده ی اثربخشی تبلیغ شناخته میشوند.علاوه براینکه چطور تصاویر شکل میگیرند ، محتوای این تصاویر هم نقش مهمی در تاثیرگذاری بربرداشت ها از آگهی و محصول دارد.

چشایی

طعم در ارتباط با ساختمان برند ۳۰% سهم دارد.ایلدر و کریشنا درتحقیقات خود نشان دادند که یک آگهی با اشاره به حس های متعدد به جای اشاره فقط به طعم باعث می شود تصور بهتری از طعم آن محصول درست کردن شود . از آن جا که حواس چندگانه (بینایی ، لامسه ، بو، صدا ) با هم تولید طعم می کنند تبلیغاتی که به این حواس اشاره می کنند تاثیر قوی تری نسبت به تبلیغاتی دارند که فقط طعم را ذکر می کنند.) با این حالا در شرایطی که رقابت شدیدی میان بازاریابی محصول های غذایی وجود دارد استفاده از بیان های حسی متناسب در زمینه طعم و حس چشایی روشی موثر برای تاثیر در رفتار مصرف کنندگان میباشد.

این نکته برای شرکتها میبایست قابل توجه باشد که استفاده از بازاریابی از راه ذایقه ، برای مصرف کننده می تواند متقاعدکننده باشد . هم چنین علم اعصاب شناسی نیزنشان میدهد که پردازش مفهومی اطلاعات غذایی با زیاد شدن فعال سازی بخشی از مغز مربوط به پردازش مزه ها و طعم ها همراه میباشد.   براساس یافته های لارسون و الدر که مکمل تحقیقات در بازاریابی حسی میباشد ارتباط موثری بین حس طعم و مزه و تاثیر این ادراک بر قصد خرید یک کالا از مواد غذایی وجود دارد.

لامسه

به عنوان وسیع ترین ارگان حسی بدن و نماد تماس فیزیکی از راه پوست میباشد . حس لامسه در ارتباط با ساختمان برند ۴۴% سهم دارد.با لمس نمودن محصول های رفتارمشتری و نگرش خرید به طور مثبتی تحت تاثیر قرار می گیرد.  پگ و ویگینز دریافته اند که پیامی که شامل یک عنصر لمسی میباشد قانع کننده تر از یک پیام بدون عنصر لمسی میباشد به ویژه وقتی که لمس بازخورد حسی مثبت یا خنثی را تحریک می کند.

متاسفانه دراکثر رسانه های تبلیغاتی فراهم نمودن یک عنصر لامسه ای غیرممکن میباشد. باگر،ویب و پک به این موضوع پرداخته اند که آیا تصورکردن لمس می تواند به عنوان یک جانشین برای لامسه عمل بکند یا خیر . اشاره کرده اند که کسانی که فرصت لمس یک شی را دارند حس قوی تری به مالکیت آن شی دارند بنابراین درک آن ها از ارزش آن شی زیاد شدن می یابد .جالب این میباشد که میزان حس مالکیت در افراد یکسان میباشد ؛ چه آن شی را لمس کنند چه صرفا چشمانشان را ببندند و تصور کنند که در حالا لمس هستند.

شنوایی

صدا به مدت طولانی میباشد که به عنوان یک محرک مهم با اثرات مثبت بر خلق و خوی ، ترجیهات و رفتار مصرف کننده به رسمیت شناخته شده میباشد. نیلسن در مطالعه اخیرش به این نکته توجه کرده  میباشد که تقریبا در هر آگهی تلویزیونی موسیقی وجود دارد. اثبات شده میباشد که موسیقی در تبلیغات با تحت تاثیر قرار دادن حالت و حس مشارکت بر متقاعد شدن تاثیر میگذارد.

از صدا می توان به عنوان یک ابزار کارآمد برای برقراری ارتباط با نیازهای ناخودآگاه مصرف کننده استفاده نمود . صدا بر رفتار و عادت های خرید ما تاثیر گذار میباشد. هوی و دوب در مطالعه خود از موسیقی در یک محیط خرده فروشی نشان دادند که موسیقی در فروشگاه منجر به درست کردن احساسات مثبت در مصرف کننده و درک از موسیقی منجر به رفتار و رویکرد مثبت نسبت به فروشگاه میشود.

صدای محیطی همچون موسیقی که در هتل ها و رستوران ها و سوپرمارکت ها شنیده میشود می تواند بر روحی مصرف کننده تاثیر بگذارد  . موسیقی در یک فروشگاه هم بر روی خرید تاثیر می گذارد یعنی باعث میشود خرید به آرامی گونه بگیرد و در نتیجه خرید زیاد شدن پیدا می کند.

بویایی

انسان ها می توانند گوش خود را پوشش دهندو یا چشم هایشان را بگیرند  از تماس خودداری کنند و چشیدن را رد کنند ولی بو بخشی از هوایی میباشد که ما نفس می کشیم .حس بویایی ۲۴%از سهم ارتباط با نام تجاری را به خود اختصاص داده میباشد .

تمرکز این تحقیقات بر روی تاثیر بوی محیط بر رفتار مصرف کنندگان را در داخل فروشگاه و مشخص کردن رابطه حس بویایی و حافطه افراد بوده میباشد.یک شی معطر باعث فراخوان بیشتری نسبت به سایر محصول های موجود در یک فروشگاه میشود و هم چنین عطر عامل موثری در حفظ و نگه داری موضوعات مختلف در ذهن میباشد و نفوذ قابل توجهی بر خلق و خوی مصرف کنندگان در فروشگاه دارد .

نکته دیگری که برخی از مطالعات به آن پرداخته اند و مورد توجه  بازاریابان قرار گرفته میباشد اضافه نمودن یک رایحه بخصوص به کالا ، به عنوان ویژگی ثانویه آن میباشد. مطالعات نشان میدهد که اینکار میتواند تاثیر بسزایی در درست کردن وفاداری نسبت به کالا یا برند داشته باشد.

———————————————————

مطالب مرتبط: